تبليغاتX
ظهور و منتظران

درباره وبلاگ

یا قره عین الزهرا الامان من فتنه الاخرزمان الغوث الدرکنی

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

جدیدترین قالبهای بلاگفا

Download from Uploading.com
اشك و دعا كليد ظهور
دعا کلید ظهور
 
در تعالیم پیشوایان دین، دعا اسلحه پیامبران، سپر و سلاح مؤمن، مغز همه عبادات و حلقه ارتباط خالق و مخلوق معرّفی شده است.
اوّلین مظلوم عالم، حضرت امیرالمؤمنین(علیه السلام) می‌فرمایند:

دعا سپر مؤمن است و هر گاه بسیار دری را کوبیدی به روی تو باز می‌شود.[1]
و حضرت امام محمّدباقر(علیه السلام) خطاب به یکی از اصحاب خویش فرمودند:
آیا تو را راهنمایی نکنم به چیزی که رسول خدا(صلی الله علیه و آله) در آن استثنایی نزده؟
عرض کردم: چرا. فرمود:

دعا، که قضای پیچیده و سخت را برمی‌گرداند ـ و انگشتانش را به هم فشرد .[2]
و باز آن حضرت تأکید کردند:
به خدا سوگند هیچ بنده‌ای دعا، پافشاری و اصرار به درگاه خداوند عزّوجلّ نکند مگر اینکه حاجتش را برآورد.[3]
حضرت امام صادق(ع) نیز می‌فرمایند:

دعا کن و مگو که کار گذشته است و آنچه مقدّر شده همان شود [و دعا اثری ندارد]... [4]

مرحوم علّامه مجلسی در شرح روایت فوق می‌گوید:

... باید ایمان به بَداء داشت و به اینکه خداوند سبحان هر روز در کاری است و هر چه خواهد محو کند و هر چه بخواهد ثبت کند و قضا و قدر مانع دعا نیستند؛ چون تغییر در لوح محو و اثبات ممکن است. گذشته از اینکه خود دعا نیز از اسباب قضا و قدر، (است) و امر به دعا نیز از همان‌هاست.[5]
و نیز از آن حضرت نقل شده که فرمودند:

«همانا دعا، قضا را برمی‌گرداند و آن را از هم وامی‌تابد؛ چنانچه رشته‌های نخ اگر چه به سختی تابیده شده باشد از هم باز شود.»[6]
کمتر کسی است که در امور شخصی به ویژه در تنگنا و هنگام مواجه شدن با مشکلات و سختی‌های زندگی، دست به دعا بلند نکند و با راز و نیاز، نذر و توسّل به اولیای الهی از درگاه حضرت احدیّت، گشایش در امور خود را طلب نکند.
نکته مهم این است که ما معمولاً در حوائج فردی خویش بر دعا الحاح و اصرار می‌ورزیم و تا استجابت کامل آن، دست از طلب و درخواست برنمی‌داریم؛ ولی به مسئله و امر مهمّ دعا برای تعجیل ظهور امام عصر(عجل الله فرجه) آن گونه که باید و شایسته است اهتمام نمی‌ورزیم. غافل از آنکه این دعا زیباترین آرزو و بهترین دعاهاست؛ زیرا خیر و سعادت دنیا و آخرت ما و همه انسان‌ها و نیز گشایش در امور مادّی و معنوی جهانیان، وابسته به امر ظهور امام عصر(عج) است. به همین جهت است که ائمة اطهار(علیهم السلام) ما را به این امر حیاتی و با اهمیّت دعوت نموده‌اند و حضرت ولیّ‌عصر(عجل الله فرجه) نیز در توقیعی که برای اسحاق بن یعقوب فرستاده‌اند، تأکید فرموده‌اند:

برای تعجیل در فرج و ظهور من بسار دعا کنید که همانا فرج من، فرج و گشایش خود شماست.[7]
همچنین آن حضرت در توقیع شریف خطاب به شیخ مفید(ره) می‌فرمایند:

اگر شیعیان ما ـ که خداوند متعال ایشان را به اطاعت خویش موفّق بدارد ـ با دل‌های متّحد و یک‌پارچه بر وفای به عهد و پیمان خویش اجتماع می‌کردند، ملاقات ما از آنها به تأخیر نمی‌افتاد و سعادت دیدار و مشاهده با معرفت برای آنها به زودی حاصل می‌شد و زودتر از این به دیدار ما نایل می‌شدند.[8
]
امام صادق(ع) درباره نقش دعا در تعجیل فرج و برای تشویق شیعیان به این امر حیاتی و مهم فرمودند:

... وقتی عذاب و سختی بر بنی‌اسرائیل طولانی شد. چهل روز به درگاه خدا گریه و ناله کردند. خداوند متعال به موسی و هارون(ع) وحی فرمود: که آنها را از دست فرعون نجات دهند و این در حالی بود که از چهارصد سال (عذاب)، صد و هفتاد سال باقی مانده بود و خداوند متعال به واسطه دعای بنی‌اسرائیل از آن صد و هفتاد سال صرف‌نظر نمود.
آنگاه امام صادق(ع) فرمودند:

همچنین شما (شیعیان) اگر این عمل (یعنی گریه و دعا کردن برای تعجیل فرج) را انجام دهید، خداوند قطعاً فرج و گشایش ما را می‌رساند و اگر انجام ندهید (و دست روی دست بگذارید و بی‌تفاوت بمایند) این امر به نهایت خود می‌رسد.[9]
مؤلّف کتاب شریف مکیال المکارم با استناد به این روایت می‌گوید:

آنچه از روایات به دست می‌آید ظاهراً این است که وقت ظهور امام عصر(عج) از امور بَدائیّه است که امکان پس و پیش افتادنش هست.[10]
یعنی می‌توان با دعا نمودن، فرج و ظهور امام عصر(عج) را جلو انداخت و تشویق ائمّه اطهار(ع) به دعا نمودن برای تعجیل ظهور، بیانگر آن است که حصول فرج و فرارسیدن دوران ظهور، دارای یک زمان صددرصد تعیین شده و تغییر ناپذیر نیست و اگر مردم به مسئلة غیبت امام زمانشان و طولانی شدن این امر بی‌توجّهی نموده و با دل‌های متّحد و یک‌پارچه، فرج آن حضرت را از خداوند متعال نخواهند، خداوند ظهور آن بزرگوار را تا انتهایی که برای دوران غیبت در نظر گرفته است ـ و ما از آن اطّلاعی نداریم ـ به تعویق خواهد انداخت و البتّه این نهایت نیز ممکن است هر لحظه فرا برسد.
مؤلّف مکیال المکارم می‌نویسد:
در زمان حضرت ادریسِ پیامبر(ع) نیز وقتی آن حضرت مورد حمله حکومت طغیان‌گر زمان خویش قرار گرفت، از میان مردم غایب گردید. در دوران غیبت او، پیروانش که در نهایت سختی و شدّت قرار داشتند، تصمیم گرفتند در برابر خداوند توبه نمایند. این بازگشت و پشیمانی واقعی باعث شد که خداوند، دوران غیبت او را پایان بخشد. حضرت ادریس(ع) ظاهر شد و حاکم ستمگر در برابر او به ذلّت و خواری افتاد.
همچنین است اگر مردم در زمان غیبت، به صورت دسته‌جمعی توبه نموده و قصد یاری امام عصر(عج) را نمایند، امید است که خداوند طومار غیبت را در هم پیچیده و آن بزرگوار را ظاهر نماید.[11]
حضرت امام حسن مجتبی(ع) در عالم خواب یا مکاشفه به مرحوم آیت‌الله میرزا محمّدباقر فقیه ایمانی فرمودند:

در منبرها به مردم بگویید و به آنان دستور دهید توبه کنند و برای تعجیل ظهور حضرت حجّت(ع) دعا نمایند.
دعا برای آمدن آن حضرت، مانند نماز میّت نیست که واجب کفایی باشد و با انجام دادن عدّه‌ای از دیگران ساقط شود؛ بلکه مانند نمازهای پنج‌گانه است که بر هر فرد بالغ واجب است برای ظهور آن حضرت دعا کند.[12]
مرحوم فقیه ایمانی در کتاب خود می‌نویسد:

... و نیز از بسیاری از اخبار و فقرات ادعیه و زیارات استفاده می‌شود که امر ظهور آن حضرت، اصل وقوعش یک وعده تخلّف‌ناپذیر الهی است؛ ولی زمان وقوع آن از امور بَدائیّه است که قابل تعجیل و تأخیر است و نیز از بعضی از اخبار به دست می‌آید که دعای مؤمنان هنگامی که با شرایط و آدابش انجام شود، تأثیر به سزایی در تعجیل فرج خواهد داشت.[13]
سیّد حلّاوی ـ شاعر اهل بیت(ع) ـ قصیده‌ای سرود و در ضمن آن از گرفتاری‌های شیعیان و درد، رنج، شکنجه و مصایب آنها به پیشگاه امام عصر(ع) شکایت کرده و این قصیده را در چندین مجلس خوانده بود. یکی دو نفر از اوتاد نجف اشرف در عالم رؤیا خدمت حضرت ولیّ‌عصر(ع) مشرّف شدند. حضرت به آنها فرمودند:

بروید به سیّد (حلّاوی) بگویید: سیّد! این قدر دل مرا مسوزان، این قدر سینه مرا کباب مکن. این قدر ناراحتی شیعیان را به گوشم مرسان. من از شنیدن آن متأثّر می‌شوم... «لیس الأمر بیدی»؛ کار در دست من نیست، به دست خداست. دعا کنید خداوند فرج مرا برساند.[14]

یکی از تشرّف‌یافتگان به آستان مقدّس حضرتش می‌گوید:

در مسجد مقدّس جمکران اعمال را به جا آورده و با همسرم می‌آمدم. دیدم آقایی نورانی داخل صحن شده و قصد دارند به طرف مسجد بروند. گفتم: این سیّد نورانی در این هوای گرم تابستان از راه رسیده، تشنه است. ظرف آبی به دست او دادم. ظرف آب را پس داد گفتم: آقا شما دعا کنید و فرج امام زمان(عج) را از خدا بخواهید تا امر فرجش نزدیک شود. فرمودند:

«شیعیان ما به اندازه آب خوردنی ما را نمی‌خواهند. اگر بخواهند دعا می‌کنند فرج ما می‌رسد».[15]

به این دو پیام از مولایمان حضرت مهدی(عج) نیز گوش جان می‌سپاریم:

هر مؤمنی که در مجالس سوگواری پس از ذکر مصایب حضرت سیّدالشّهداء(ع) برای من دعا کند، من برای او دعا می‌نمایم.[16]
به شیعیان و دوستان ما بگویید که خدا را به حقّ عمّه‌ام حضرت زینب(س) قسم دهند که فرج را نزدیک گرداند.[17]

در برخی روایات، دعا برای فرج از حقوق اهل بیت(ع) بر شیعیان شمرده شده است؛ چنان‌که امام صادق(ع) فرموده‌اند:

همانا از حقوق ما بر شیعیان این است که بعد از هر نماز واجب، دست‌هایشان را بر چانه گذاشته و سه مرتبه بگویند:

یا رَبَّ مُحَمَّدٍ عَجِّل فَرَجَ آلِ مُحَمَّدٍ.
یا رَبَّ مُحَمَّدٍ إِحفَظ غَیبَةَ مُحَمَّدٍ.
یا رَبَّ مُحَمَّدٍ إِنتَقِم لِابنَةِ مُحَمَّدٍ.
ای پروردگار محمّد(ص)، فرج و گشایش امور آل محمّد را تعجیل فرما.
ای پروردگار محمّد(ص)، محافظت کن (دین را در) غیبت محمّد(ص).
ای پروردگار محمّد(ص)، انتقام دختر محمّد(ص) را بگیر.[18]

دعا برای ظهور امام عصر(ع) از راه‌های نجات در دوران ظلمانی غیبت نیز هست؛ زیرا امام حسن عسکری(ع) فرمودند:

سوگند به خدا ـ فرزندم ـ دارای غیبتی خواهد بود که هیچ کس در آن دوران از هلاکت و نابودی رهایی نمی‌یابد، مگر کسی که خداوند او را بر اعتقاد به امامت وی استوار ساخته و بر دعا برای تعجیل ظهور آن حضرت توفیقش ببخشد.[19]
آن حضرت در روایت دیگری چنین فرمودند:

... هر گاه صبحگاهان روزی دیدید که امامی از آل محمّد(ص) غایب گشته او را مشاهده نمی‌کنید، پس به درگاه خداوند عزّوجلّ استغاثه نمایید (و فرج و ظهور او را از پروردگار بخواهید)... پس چه زود باشد که فرج و گشایش بر شما رخ نماید... .[20]
و امّا در رابطه با نقش دعا در تعجیل فرج نکاتی مطرح است که به آن اشاره می‌کنیم:

1. تنها یکی از آثار «دعا برای تعجیل فرج» تسریع امر ظهور امام عصر(ع) است. این دعا آثار و برکات فراوانی هم چون آمرزش گناهان، نزول نعمت، دفع بلاها، طول عمر، وسعت رزق، ورود به بهشت، نایل شدن به شفاعت اهل بیت(ع)، امان از تشنگی روز قیامت و... دارد که مؤلّف مکیال المکارم به 110 فایده از فواید آن اشاره نموده است.

2. بار دیگر تأکید می‌کنیم که دعا در فرا رسیدن زمان ظهور، اثر قطعی دارد و ترک آن موجب تأخیر در امر فرج خواهد شد و از دقّت در حدیث بنی‌اسرائیل و سایر روایات استفاده می‌شود که امر ظهور بداء پذیر است.

3. برخی می‌گویند: «هر وقت خدا بخواهد، آقا می‌آید» و تلویحاً نقش دعا در تعجیل فرج را کم‌رنگ می‌شمرند. این مطلب صحیح است که خداوند متعال باید اذن قیام و فرج را صادر کند و در روایات ما نیز آمده است:
و امّا ظهور الفرجِ فإنّه إلی الله.[21]
و امّا، امر فرج به دست خداست
.
ولی باید توجّه داشت که امام عصر(ع) و اجداد طاهرینش، خود، شیعیان را به دعا برای تعجیل توصیه کرده‌اند که نشان می‌دهد اگر اشتیاق ما به اوج برسد خداوند نیز وعدة خود را محقّق خواهد ساخت.

4. برخی نیز می‌گویند ما گنهکاریم، لیاقت نداریم برای امام زمان دعا کنیم. لقمه‌ها اشکال دارد!
این گونه مطالب از ترفند‌های شیطان برای بازداشتن ما از دعا برای فرج به حساب می‌آید. دعا برای امام، ما را به امام نزدیک‌تر می‌کند.
به علاوه امام زمان(ع) تنها امام نیکوکاران نیست، بر گنهکاران نیز حجّت است. امام همچون خورشید بر همگان می‌تابد و به صنف خاصّی تعلّق ندارد. در انحصار ملّت و نژاد خاصّی نیز نیست. امام متعلّق به تمام بشریّت است. نه تنها امام انسان‌ها که امام جنّ و ملائک نیز هست. نه تنها امام اهل زمین که امام اهل آسمان‌ها نیز هست.
اگر بَنا بود دعای گناهکاران مستجاب نشود و آنها از درگاه رحمت الهی مأیوس شوند، خداوند باب توبه را پیش روی بندگان خویش نمی‌گشود. این گونه افراد ابتدا می‌توانند توبه کنند و بعد برای فرج دعا کنند. مگر قرآن نمی‌فرماید که حسنات، سیّئات را از بین می‌برد؟[22] آیا حسنه‌ای بالاتر از دعا برای فرج سراغ دارید؟

5. وقتی بحث از ظهور به میان می‌آید برخی می‌گویند: «امام زمان به این زودی‌ها نمی‌آید!»
این گونه اظهار نظرها، خلاف روایات متعدّدی است که به ما امر می‌کند هر صبح و شام منتظر فرج باشیم و تأکید می‌کند که ظهور به طور ناگهانی و زمانی که مردم گمان نمی‌برند صورت خواهد پذیرفت. محبّت و علاقه به امام نیز اقتضا دارد که ما ظهور را دیر نپنداریم؛ زیرا غیبت، دوران تنهایی، دل‌شکستگی و غصب حقّ امام است. آیا اگر فردی از عزیزان ما به زندان افتاده باشد یا به سفر رفته و بازنگشته باشد، تحمّل آن را داریم که کسی بگوید: «بی‌خود منتظر نباشید؛ به این زودی‌ها نخواهد آمد!» در برابر چنین سخنانی، چه واکنشی نشان خواهیم داد؟

6. برخی برای واجب دانستن امری به دنبال فتوا می‌گردند. در صورتی که در اصول دین، تقلید جایز نیست و هر کس باید به وظیفة خویش عمل نماید. دعا برای فرج، واجب است از آن جهت که حضرت امام جواد(ع) به حضرت عبدالعظیم حسنی(ع) فرمودند:
ای ابوالقاسم (کنیة حضرت عبدالعظیم) مهدی ما آن امام هدایت‌گری است که واجب است در دوران غیبت انتظار او را کشید و در زمان ظهور از او اطاعت کرد.[23]
و فرمایش امام حسن مجتبی(ع) به مرحوم فقیه ایمانی که دعا برای فرج را مثل نمازهای پنج‌گانه واجب دانسته‌اند [24]نیز مؤیّد این معناست.

7. نباید دعا برای فرج را هم ردیف بقیّه دعاها دانست و این مسئله مهم نباید به امری کلیشه‌ای و تشریفاتی تبدیل شود. نباید دعا برای فرج را به انتهای مجلس دعا و ذکر، آن هم پس از دعا برای بانی مجلس، مریض مدّ نظر، ملتمسان دعا و اموات حاضران! موکول نمود. در صدر همه حاجت‌ها، دعا برای ظهور امام عصر(ع) است. به یک یا دو دعا نیز نباید بسنده کرد. در همین یک دعا، فرج عالَم و آدم نهفته است. ماهیّت این دعا با بقیّه دعاها تفاوت دارد. «همه مشکلات» و «مشکلات همه» را در برمی‌گیرد. علاوه بر اینکه این دعا، دعا برای امام زمان و حجّت دهر و خلیفه خدا و بهترین انسان روی زمین است همه گرفتاران، بیماران، گرسنگان، بی‌پناهان، مظلومان و محرومان جهان و حتّی مردگان را نیز شامل می‌شود. حتّی حیوانات نیز پس از ظهور، از عدالت امام بهره‌مند خواهند شد. در احوال مرحوم میرزا ابوالفضل قهوه‌چی گفته‌اند: وی زمانی در بیابان در یک شب برفی، گروهی گرگ را می‌بیند که به گرد یکدیگر حلقه زده و زوزه می‌کشند. با حالت تعجّب به خداوند عرض می‌کند که خدایا اینها دیگر چه می‌گویند؟ در این هوا چه می‌خواهند؟ به او فهمانده بودند که این زبان بسته‌ها به درگاه خدا شکایت می‌کنند که خدایا تا کی ما حرام بخوریم؟! پس کِی امام زمان(ع) می‌آید تا ما هم از این حرام‌خوری نجات پیدا کنیم؟

8. برخی نیز می‌گویند: «تا ما درست نشویم آقا نمی‌آید» اگر معنای این حرف این باشد که ما باید خود و جامعه خویش را اصلاح و به ظهور کمک کنیم مطلب درستی است؛ ولی اگر ناامید شویم و بگوییم تا زمانی که اوضاع به همین منوال است آقا نمی‌آید، حرف درستی نیست؛ زیرا اوّلاً امام در زمان ناامیدی مردمان می‌آید. دوم آنکه ایشان نیز برای اصلاح می‌آید و زمین را پر از عدل و داد می‌کند. سوم آنکه ما تحت هیچ شرایطی نباید از ظهور ناامید باشیم. هر لحظه ممکن است فرج فرا برسد.

9. برخی اشخاص نیز با استناد به توان تسلیحاتی ابرقدرت‌ها که قادر به تخریب تمام کره زمین است با لحنی آمیخته به نگرانی و دلسوزی راجع به ظهور امام سخن گفته و اظهار می‌دارند امام چگونه خواهد توانست بر شرایط امروز جهان فائق آید؟ توجه به چند نکته در این قسمت ضروری است:
ـ امام معصوم «قدرة الله» است. مظهر قدرت الهی است. با یک اشاره حضرتش، همه سلاح‌ها و ابزارآلات جنگی از کار خواهد افتاد. امدادهای غیبی نیز به کمک آن حضرت خواهند آمد. رعب و ترسی که هیبت ایشان در دل کفّار و منافقان خواهد انداخت، مانع از بسیاری از تحرّکات و مخالفت‌ها علیه ایشان خواهد شد. از همین روست که در روایات از ایشان به عنوان «المنصور بالرّعب» یاد شده است. یعنی «ترس»، خود از ابزارهای یاری امام به شمار می‌آید. اگر چه بنا به مصلحت الهی، آن حضرت، از اسباب ظاهری نیز برای فتح جهان استفاده می‌کند و برخی از یاران ایشان به شهادت خواهند رسید.
ـ وعده قطعی الهی به پیروزی امام عصر(ع) تعلّق گرفته است. همة انبیا و اولیا به ظهور آن حضرت بشارت و به پیروزی ایشان نوید داده‌اند. آن ولیّ خدا برای شکستن پشت ظالمان، ویران نمودن کاخ‌های ستمگران، ریشه‌کن نمودن اهل عصیان و طغیان و قطع ریسمان‌های دروغ و بهتان و... خواهد آمد.
این بار ـ بر خلاف دفعات گذشته که اکثریّت انبیا تکذیب شدند و همه ائمه(ع) به شهادت رسیدند ـ شکستی در کار نیست. حضرت صاحب الزّمان(ع) برای پیروزی خواهد آمد. محدّث عالی مقام شیعه مرحوم شیخ حرّ عاملی(ره) می‌گوید:
در عالَم خواب دیدم که حضرت مهدی(ع) وارد مشهد شده‌اند. از منزل ایشان سؤال کردم. گفتند در طرف غربی مشهد در باغی که عمارتی دارد وارد شده‌اند. به خدمت آن حضرت شرفیاب شدم. دیدم در وسط مجلسی که نشسته‌اند حوضی است و حدود بیست نفر در مجلس حضور دارند.
پس از ساعتی گفت‌وگو، غذا آوردند. اندک بود؛ امّا بسیار لذیذ به طوری که همگان خوردیم و سیر شدیم؛ امّا غذا همچنان به حال خود باقی بود. از غذا که فارغ شدیم، دقّت کردم دیدم شمار اصحاب آن جناب از چهل نفر تجاوز نمی‌کنند. با خود گفتم: این بزرگوار ظهور فرموده و لشکریانش بسیار اندک‌اند. ای کاش می‌دانستم آیا پادشاهان زمین از او اطاعت می‌کنند یا با آنها به جنگ برمی‌خیزد؟ چگونه بدون لشکر بر آنها پیروز خواهد شد؟ پیش از آنکه حرفی بزنم به من نگاهی نموده و با تبسّم فرمودند:
شیعیان مرا از کمی یاور مترسان که مردانی همراه من‌اند که اگر دستور دهم که همة دشمنان را از پادشاه و... حاضر می‌کنند و گردن می‌زنند.
«وَ ما یَعلَمُ جُنُودُ رَبِّکَ اِلّا هُوَ؛
لشکریان پروردگارت را جز او نمی‌داند.»[25]
از این بشارت خرسند شدم... .[26]

10. نکند خدای ناکرده کسی تصوّر کند امام عصر(ع) به دعای ما نیازمند است. برعکس این ما هستیم که سراپای وجودمان نیاز به ایشان است. در روایات آمده است:
هر کس پندارد که امام به آنچه در دست مردم است احتیاج دارد کافر است.[27]

11. بی‌گمان ایمان یک نفر به یک قضیّه و پافشاری و ایمان او به لزوم به کرسی نشاندن آن، عهده‌دار به کرسی نشستن آن قضیّه خواهد بود و این نکته‌ای است که همه روان‌شناسان به آن قائل هستند. اینک اگر یک نفر می‌تواند آنچه را بر آن پای فشرده به کرسی تحقّق بنشاند، در صورتی که مجموعه‌ای از افراد گرد هم جمع شوند و توان فکری خود را در زمینه‌ای خاص به کار گیرند و به لزوم تحقّق قضیّه‌ای معیّن ایمان داشته باشند چه خواهد شد؟
روان‌شناسان در پاسخ می‌گویند: اگر چنین مجموعه‌ای از افراد تشکیل شود، بی‌تردید قادر خواهند بود در طبیعت و در آنچه پیرامون آنهاست اثر گذاشته و بستری مناسب برای تحقّق آن قضیّه فراهم آورند. (غربی‌ها با اعتقاد به این اصل، مباحث مربوط به بازگشت مسیح را با آب و تاب فراوان پیگیری می‌کنند.)
مؤسسّات دینی انجیلی امریکا و اروپا آنچه را روان‌شناسان گفته‌اند در قضیّه بازگشت دوباره مسیح به زمین، پس از حادثة آرمگدون به کار بسته و به این گفته قائلند که بی‌گمان امکان تحقّق هر نوع پیش‌گویی در وهله نخست، به ایمان مردم به آن و به پافشاریشان بر ضرورت به کرسی نشستن آن و همچنین به شمار نفرات آنها و شمار نفرات کسانی بستگی دارد که رهبری کاروان تبلیغاتی به راه افتاده برای تحقّق بخشیدن به آن پیش‌گویی را بر عهده دارند.[28]


علی هراتیان

--------------------------------------------------------------------------------
منابع:
1. اصول کافی: با ترجمه و شرح سید هاشم رسولی محلاتی، ج 4، کتاب دعا باب اینکه دعا سلاح مؤمن، ص 214، ح 4.
2. همان، باب اینکه دعا بلا و قضا را دفع می‌کند، ص 216، ح 6.
3. همان، باب پافشاری و اصرار بر دعا، ص 224، ح 5.
4. همان، باب فضیلت دعا، ص 211، ح 3.
5. همان.
6. همان، باب اینکه دعا بلا و قضا را دفع می‌کند، ص 215، ح 1.
7.کمال الدّین، ج 2، ص 485.
8. بحارالانوار، ج 53، ص 176.
9. تفسیر عیّاشی، ج 2، ص 155.
10. مکیال المکارم، ج 1، ص 347.

11. مکیال المکارم، باب چهارم، بحث غیبت انبیاء.
12. مکیال المکارم، ج 1، ص 438؛ صحیفة مهدیّه، ص 51.
13. شیوه‌های یاری قائم آل محمّد(ص)، ص 57.
14. مجالس حضرت مهدی(ع)، ص109.
15. شیفتگان حضرت مهدی(ع)، ج 1، ص 155.
16. مکیال المکارم، ج 1، ص 333.
17. شیفتگان حضرت مهدی(ع)، ج 1، ص 251.
18. صحیفة مهدیّه، ص 195.
19. کمال الدّین، ج 2، ص 368.
20. کمال الدّین، باب 32، ح 8.
21. غیبت شیخ طوسی، ص 177.
22. سورة هود (11)، آیة 114.
23. کمال الدّین صدوق، ج 2، ص 377.
24. ر.ک: مکیال المکارم، ج 1، ص 333.
25. سورة مدّثر (74)، آیة 31.
26. اثباة الهداة، باب 23، معجزات صاحب الزّمان(ع)، شمارة 166.
27. ترجمة مکیال المکارم، ج 2، ص 353.
28. واقعة آرماگدون، غرب و آمادگی‌های پیش از ظهور، عبدالکریم زبیدی، ترجمة امین میرزایی
.
+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم دی 1387ساعت 12:57 بعد از ظهر توسط رضا |
نواب اربعه در غیبت صغری

نواب اربعه در غیبت صغری

 

 

نایبان خاص[1]حضرت مهدى در دوران غیبت صغرى، چهار تن از اصحاب با سابقه امامان پیشین و از علماى پارسا و بزرگ شیعه بودند كه «نوّاب اربعه» نامیده شده‏اند. اینان به ترتیب زمانى عبارت بودند از:
1 - ابو عَمرو عثمان بن سعید عَمرى،
2 - ابو جعفر محمد بن عثمان بن سعید عَمرى،
3 - ابوالقاسم حسین بن روح نوبختى،
4 - ابو الحسن على بن محمد سَمَرى.
البته امام زمان - علیه السلام - وكلاى دیگرى نیز در مناطق مختلف مانند: بغداد، كوفه، اهواز، همدان، قم، رى آذربایجان، نیشابور و... داشت كه یا به وسیله این چهار نفر، كه در رأس سلسله مراتب وكلاى امام قرار داشتند، امور مردم را به عرض حضرت مى‏رساندند
[2] و از سوى امام در مورد آنان «توقیع» هایى [3] صادر مى‏شده است. [4] و یا - آن گونه كه بعضى از محققان احتمال داده‏اند - سفارت و وكالت این چهار نفر، وكالتى عامّ و مطلق بوده ولى دیگران در موارد خاصى وكالت و نیابت داشته‏اند [5]. مانند:
محمد بن جعفر اسدى، احمد بن اسحاق اشعرى قمى، ابراهیم بن محمد همدانى، احمد بن حمزه بن الیسع
[6]، محمد بن ابراهیم بن مهزیار [7]، حاجز بن یزید، محمد بن صالح [8]، ابو هاشم داود بن قاسم جعفرى، محمد بن على بن بلال، عمر اهوازى، و ابو محمد و جنائى [9].
1 - ابو عَمرو عثمان بن سعید عَمرى
عثمان بن سعید از قبیله بنى اسد بود و به مناسبت سكونت در شهر سامرّأ، «عسكرى» نیز نامیده مى‏شد. در محافل شیعه از او به نام «سمّان» (= روغن فروش) یاد مى‏شد، زیرا به منظور استتار فعالیتهاى سیاسى، روغن فروشى مى‏كرد و اموال متعلق به امام را، كه شیعیان به وى تحویل مى‏دادند، در ظرفهاى روغن قرار داده به محضر امام عسكرى مى‏رساند.
[10]او مورد اعتماد و احترام عموم شیعیان بود. [11] گفتنى است كه عثمان بن سعید قبلاً نیز از وكلا و یاران مورد اعتماد حضرت هادى و حضرت عسكرى - علیهما السلام - بوده است. «احمد بن اسحاق» كه خود از بزرگان شیعه مى‏باشد، مى‏گوید:
روزى به محضر امام هادى رسیدم و عرض كردم: من گاهى غایب و گاهى (در اینجا) حاضر و وقتى هم كه حاضرم همیشه نمى‏توانم به حضر شما برسم. سخن چه كسى را بپذیرم و از چه كسى فرمان ببرم؟
امام فرمود: «این ابو عَمرو (عثمان بن سعید عَمرى)، فردى امین و مورد اطمینان من است، آنچه به شما بگوید، از جانب من مى‏گوید و آنچه به شما برساند، از طرف من مى‏رساند».
احمد بن اسحاق مى‏گوید: پس از رحلت امام هادى - علیه السلام - روزى به حضور امام عسكرى - علیه السلام - شرفیاب شدم و همان سؤال را تكرار كردم.
حضرت مانند پدرش فرمود: این ابو عَمرو مورد اعتماد و اطمینان امام پیشین، و نیز طرف اطمینان من در زندگى و پس از مرگ من است. آنچه به شما بگوید از جانب من مى‏گوید و آنچه به شما برساند از طرف من مى‏رساند.
[12]
پس از رحلت امام عسكرى، مراسم تغسیل و تكفین و خاكسپارى آن حضرت را، در ظاهر، عثمان بن سعدى انجام داد.
[13]نیز همو بود كه روزى در حضور جمعى از شیعیان به فرمان امام عسكرى - علیه السلام - و به نمایندگى از طرف آن حضرت، اموالى را كه گروهى از شیعیان یمن اورده بودند، از آنان تحویل گرفت و امام در برابر اظهارات حاضران مبنى بر اینكه با این اقدام حضرت، اعتماد و احترامشان نسبت به عثمان بن سعید افزایش یافته است، فرمود: گواه باشید كه عثمان بن سعید وكیل من است، و پسرش محمد نیز، وكیل پسرم مهدى خواهد بود. [14] همچنین، در پایان دیدار چهل نفر از شیعیان با حضرت مهدى كه شرح آن در اوائل این بخش گذشت - حضرت خطاب به حاضران فرمود:
آنچه عثمان (بن سعید) مى‏گوید، از او بپذیرید، مطیع فرمان او باشید، سخنان او را بپذیرید، او نماینده امام شماست و اختیار با اوست.
[15]
تاریخ وفات عثمان بن سعید روشن نیست. برخى احتمال داده‏اند او بین سالهاى 260 - 267 در گذشته باشد و برخى دیگر فوت او را در سال 280 دانسته‏اند.
[16]
2 - محمد بن عثمان بن سعید عَمرى
محمد بن عثمان نیز همچون پدر، از بزرگان شیعه و از نظر تقوا و عدالت و بزرگوارى مورد قبول و احترام شیعیان
[17]و از یاران مورد اعتماد امام عسكرى - علیه السلام - بود، چنانكه حضرت در پاسخ شؤال «احمد بن اسحاق» كه به چه كسى مراجعه كند؟ فرمود: عَمرى (عثمان بن سعید)، و پسرش، هر دو، امین و مورد اعتماد هستند، آنچه به تو برسانند، از جانب من مى‏رسانند، و آنچه به تو بگویند از طرف من مى‏گویند. سخنان آنان را بشنو از آنان پیروى كن، زیرا این دو تن مورد اعتماد و امین منند. [18]
پس از درگذشت عثمان، از جانب امام غایب توقیعى مبنى بر تسلیت وفات او و اعلام نیابت فرزندش «محمد» صادر شد.
[19]
«عبد الله بن جعفر حِمیَرى» مى‏گوید: وقتى كه عثمان بن سعید در گذشت، نامه‏اى با هما خطى كه قبلاً امام با آن با ما مكاتبه مى‏كرد، براى ما آمد كه در آن ابو جعفر (محمد بن عثمان بن سعید) به جاى پدر منصوب شده بود.
[20]
همچنین اما، ضمن توقیعى در پاسخ سؤالات «اسحاق بن یعقوب»، چنین نوشت: خداوند از عثمان بن سعید و پدرش، كه قبلاً مى‏زیست، راضى و خشنود باشد. او مورد وثوق و اعتماد من، و نوشته او نوشته من است
[21].
ابو جعفر تألیفاتى در فقه داشته است كه پس از وفاتش، به دست حسین بن روح، سومین نایب امام (و یا به دست ابو الحسن سمرى، نایب چهارم) رسیده است.
[22]
محمد بن عثمان، حدود چهل سال عهده دار سفارت و وكالت امام زمان بود و در طول این مدّت، وكلاى محلّى و منطقه‏اى را سازماندهى و بر فعالیتشان نظارت مى‏كرد و به اداره امور شیعیان اشتغال داشت. توقیع‏هاى متعددى از ناحیه امام صادر، و توسط او به دیگران رسید. او سرانجام در سال 304 یا 305 درگذشت.
[23]
او پیش از مرگ، از تاریخ وفات خود خبر داد، و دقیقاً در همان تاریخى كه گفته بود، در گذشت.
[24]
3 - ابو القاسم حسین بن روح نوبختى
در روزهاى آخر عمر ابو جعفر، گروهى از بزرگان شیعه نزد او رفتند. او گفت: چنانچه از دنیا رفتم، به امر امام، جنشین من و نایب امام «ابو القاسم حسین بن روح نوبختى» خواهد بود. به او مراجعه كنید و در كارهایتان به او اعتماد نمایید.
[25]
حسین بن روح، از دستیاران نزدیك نایب دوم بود و عَمرى از مدتها پیش، براى تثبیت امر نیابت او زمینه سازى مى‏كرد و شیعیان را جهت تحویل اموال، به او ارجاع مى‏داد و او، رابط بین عثمان بن سعید و شیعیان بود.
[26]
حسین بن روح، كتابى در فقه شیعه به نام «التأدیب» تألیف كرده بود. آن را جهت اظهار نظر، نزد فقهاى قم فرستاد. آنان پس از بررسى، در پاسخ نوشتند، جز در یك مسئله، همگى مطابق فتاواى فقهاى شیعه است.
[27] بعضى از معاصرین او، عقل و هوش و درایت وى را تحسین كرده و مى‏گفتند: به تصدیق موافق و مخالف، حسین بن روح از عاقلترین مردم روزگار است. [28]نوبختى در دوران حكومت «مقتدر»، خلیفه عباسى، به خدت پنج سال به زندان افتاد و در سال 317 آزاد شد. [29]و سرانجام، بعد از بیست و یك سال فعالیّت و سفارت، در سال 326 چشم از جهان فرو بست. [30]
4 - ابو الحسن على بن محمد سَمَرى
[31]
به فرمان امام عصر (ع) وبا وصیت و معرفى نوبختى، پس از حسین بن روح، على بن محمد سمرى منصب نیابت خاص و اداره امور شیعیان را عهده دار گردید.
[32]سمرى از اصحاب و یاران امام عسكرى - علیه السلام - بوده است. [33]او تا سال 329 كه دیده از جهان فرو بست، مسئولیت نیابت و وكالت خاص را به عهده داشت. چند روز پیش از وفات او توقیعى از ناحیه امام به این مضمون خطاب به وى صادر شد:
اى على بن محمد سمرى! خداوند در سوك فقدان تو پاداشى بزرگ به برادرانت عطا كند. تو تا شش روز دیگر از دنیا خواهى رفت. كارهایت را مرتب كن و هیچ كس را به جانشینى خویش مگمار. دوران غیبت كامل فرا رسیده است و من جز با اجازه خداوند متعال ظهور نخواهم كرد و ظهور من پس از گذشت مدتى طولانى و قساوت دلها و پر شدن زمین ازستم خواهد بود. افرادى نزد شیعیان من مدّعى مشاهده من (ارتباط با من به عنوان نایب خاص) خواهند شد. آگاه باشید كه هر كس پیش از خروج «سفیانى» و «صیحه آسمانى»
[34]چنین ادعایى بكند، دروغگو و افترا زننده است و هیچ حركت و نیرویى جز به خداوند عظیم نیست. [35]
در ششمین روز پس از صدور توقیع، ابو الحسن سمرى از دنیا رفت.
[36]پیش از مرگش از وى پرسیدند: نایب بعد از تو كیست؟ پاسخ داد: اجازه ندارم كسى را معرفى كنم.[37] با در گذشت ابو الحسن سمرى دوره جدیدى در تاریخ شیعه آغاز گردید كه به دوران غیبت كبرى معروف است.


[1] . در آن روزگار، به جاى «نیابت» و «نواب» بیشتر تعبیر «سفارت» و «سفرأ» به كار برده مى‏شد.
[2] . چنانكه طبق نقل شیخ طوسى، حدود ده نفر در بغداد به نمایندگى از طرف محمد بن عثمان فعالیّت مى‏كردند (الغیبه، ص 225).
[3] . توقیع به معناى حاشیه نویسى است و در اصطلاح علماى شیعه به نامه‏ها و فرمانهایى كه در زمان غیبت صغرى از طرف امام به شیعیان مى‏رسیده توقیع گفته مى‏شود.
[4] . صدر، المهدى،، ص .189
[5] . امین، سید محسن، أعیان الشیعه، ج 2، ص .48
[6] . طوسى،، الغیبه، ص 257، .258
[7] . كلینى،، اصول كافى،، ج 1، ص 518، ح .5
[8] . كلینى، همان كتاب، ص 521، ح 14 و .15
[9] . طبرسى،، اًعلام الورى، ص .444
[10] . طوسى،، الغیبه، تهران، مكتبه نینوى الحدیثه ص .214
[11] . طوسى، همان كتاب، ص .216
[12] . طوسى،، الغیبه، ص .215
[13] . طوسى،، همان كتاب، ص .216
[14] . طوسى،، همان كتاب، ص .216
[15] . طوسى،، همان كتاب، ص .217
[16] . دكتر حسین، جاسم، تاریخ سیاسى غیبت امام دوازدهم، ترجمه دكتر سید محمد تقى آیت اللّهى، چاپ اوّل، تهران، مؤسسه انتشارات امیر كبیر، 1367 هـ. ش، ص 155 و .156
[17] . طوسى،، همان كتاب، ص .221
[18] . طوسى،، همان كتاب، ص .219
[19] . طوسى،، همان كتاب، ص 219 - .220
[20] . طوسى،، همان كتاب، ص 220 - بحار الأنوار، ج 51، ص .349
[21] . طوسى،، همان كتاب، ص 220 - مجلسى،، بحار الأنوار، ج 51، ص 350 - طبرسى اًعلام الورى، الطبعه الثالثه، ص 452 - على بن عیسى اربلى،، كشف الغمه، تبریز، مكتبه بنى هاشمى،، 1381 هـ. ق، ج 3، ص .322
[22] . طوسى، الغیبه، ص .221
[23] . طوسى،، الغیبه، ص .223
[24] . طوسى، الغیبه، ص 222 - بحار الأنوار، ج 51، ص .351
[25] . طوسى،، همان كتاب، ص 226 و 227 - بحار الأنوار، ج 51، ص .355
[26] . طوسى،، همان كتاب، ص 224 و 225 و .227
[27] . طوسى،، همان كتاب، ص .240
[28] . مجلسى،، بحار الأنوار، ج 51، ص 356، ور.ك به: طوسى،، همان كتاب، ص .236
[29] . دكتر حسین، جاسم، تاریخ سیاسى غیبت امام دوازدهم، چاپ اوّل، تهران، انتشارات امیر كبیر، 1367 هـ. ش، ص .199
[30] . طوسى،، همان كتاب، ص .238
[31] . سَیمَرى و صَیٌمَرى نیز گفته شده است (صدر، محمد، تاریخ الغیبه الصغرى، ط 1، بیروت دار التعارف للمطبوعات، 1392 هـ. ق، ص 412).
[32] . طوسى،، همان كتاب، ص .442
[33] . صدر، همان كتاب ص .412
[34] . چنانكه در بحث علائم ظهور گفته شده، قیام شخصى به نام سفیانى و صداى آسمانى از علامتهایى هستند كه در آستانه ظهور امام رخ خواهد داد.
[35] . طوسى،، الغیبه، ص 242 و 243 - مجلسى،، بحار الأنوار، ج 51، ص 361 - طبرسى،، همان كتاب، ص 445 - صدر،
[36] . طوسى،، همان كتاب، ص .243
[37] . طوسى،، همان كتاب، ص .242

مهدي پيشوايي - سيره پيشوايان ، ص 675

+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم مهر 1387ساعت 9:48 بعد از ظهر توسط رضا |
دانلود وخواندن کتابهای مذهبی و دینی قسمت 6


منبع: مکتب المهدی

+ نوشته شده در یکشنبه هفتم مهر 1387ساعت 4:29 قبل از ظهر توسط رضا |
دانلود وخواندن کتابهای مذهبی و دینی قسمت 5
+ نوشته شده در یکشنبه هفتم مهر 1387ساعت 4:27 قبل از ظهر توسط رضا |
دانلود وخواندن کتابهای مذهبی و دینی قسمت 4
+ نوشته شده در یکشنبه هفتم مهر 1387ساعت 4:11 قبل از ظهر توسط رضا |
دانلود وخواندن کتابهای مذهبی و دینی قسمت 3
+ نوشته شده در یکشنبه هفتم مهر 1387ساعت 4:9 قبل از ظهر توسط رضا |
دانلود وخواندن کتابهای مذهبی و دینی قسمت 2

                وقايع سال سوم

+ نوشته شده در یکشنبه هفتم مهر 1387ساعت 4:2 قبل از ظهر توسط رضا |
دانلود وخواندن کتابهای مذهبی و دینی 1

منبع: مکتب المهدی

+ نوشته شده در یکشنبه هفتم مهر 1387ساعت 3:56 قبل از ظهر توسط رضا |
نشانهای بسیار نزدیک ظهور

ـ بشارت آيه الله العظمي بهجت : اشاره مستقيم و بشارت صريح آيه الله العظمي بهجت در جمعي در مورد نزديكي ظهور امام زمان ( عج ) كه فرمودند : “ تا كنون به جوانان بشارت مي داديد كه منتظر باشيد ظهور مولايتان را خواهيد ديد اينك ( ظهور آنقدر نزديك شده است كه ) به سالخوردگان و پيران هم بشارت دهيد كه ظهور را خواهيد ديد . ” بسياري از منتظران و شيفتگان ولي عصر ( عج ) را سرشار از شور و شوق ظهور نموده است و براي آنها دليلي محكم و برهاني قاطع در يقين به نزديكي ظهور ايجاد كرده است .
ـ سيد خراساني در آستانه قيام : “ يخرج شاب من بني هاشم علي يده الايمن خال و ياتي من خراسان برايات سود بين يده شعيب بن صالح يقاتل اصحاب سفياني فيهمزهم ” جوانمردي ( در زبان عربي شاب به دارندگان روح جوانمردي و فتوت نيز اطلاق مي گردد.) از بني هاشم(سيد) از خراسان با پرچمهاي سياه قيام مي كند كه بر دست راستش نشانه اي است پيشاپيش او فردي بنام شعيب بن صالح قرار دارد كه با ياران سفياني مي جنگد و آنها را شكست مي دهد . ملاحم و الفتن ص 52 باب 97 قيام سيد خراساني چند ماه قبل از ظهور و در ماه رجب و همزمان با قيام سفياني در سوريه از ايران اسلامي آغاز مي گردد و به سمت عراق و بيت المقدس ادامه مي يابد .
ـ امير عبدالله در عربستان : يكي ديگر از نشانه هاي ظهور قتل فرمانرواي عربستان بنام عبدالله مي باشد كه در ماه ذي الحجه روي خواهد داد . امام صادق در اين زمينه مي فرمايد : هركس براي من مرگ عبدالله را تضمين كند من ظهور قائم را براي او تضمين مي كنم … همچنين از آن حضرت روايت شده است كه : زمانيكه مردم در سرزمين عربستان در حال وقوف مي باشند سواري با شتر سبك سير به آنجا وارد مي شود و مرگ خليفه را خبر مي دهد و با مرگ او فرج آل محمد و گشايش كار تمام مردم فرا مي رسد . بحار 52 ص 210 و 240 و در شرايط كنوني بر آگاهان از شرايط سياسي- اجتماعي پوشيده نيست كه هر چند فرمانرواي ظاهري عربستان ملك فهد است اما كسالت و بيماري و عدم توانايي او وليعهدش يعني امير عبدالله را در عمل همه كاره عربستان قرار داده است و اكنون چندين سال است كه از ملك فهد در عرصه سياسي خبر چنداني نيست اما امير عبدالله بعنوان فردي مطرح در جهان عرب و اسلام است.
ـ سفياني در آستانه كودتا : امام محمد باقر (ع) : سفياني و حضرت قائم در يك سال قيام مي كنند . ( بحارالانوار ج 52 ص 240) يكي از علامات حتميه ظهور قيام فردي به نام سفياني كه همزمان با سيد خراساني در ماه رجب در سوريه كودتا نموده و چند كشور همسايه را فتح و سپس به سمت عراق پيشروي مي نمايد و لشگري براي دستگيري امام زمان (عج) به سوي مكه روانه مي سازد كه اين لشگر در بين مكه و مدينه به زمين فرو مي روند و نابود مي شوند و … تعدادي از بزرگان در سوريه سفياني را ديده و ( با همان ) اوصافي كه در روايات ذكر شده است او را شناخته اند كه با برخي مانند عالم فاضل و متعبد استاد بهلول مصاحبه شده و شرح ديدار به صورت مكتوب و نوار ويدئويي مستند و مكتوب موجود است ( كتاب آيا ظهور نزديك است؟ و نوار ويدئويي در واحد فرهنگي گل ياس) و برخي ديدارها مانند ديدار امام موسي صدر و شهيد چمران نقلي و غير مستند مي باشد . در ديدار استاد بهلول كه حدودا 10 سال پيش انجام گرفته است سفياني با همان ظاهر كريه كه در روايات ذكر شده و جزء فرماندهان ارتش سوريه و فردي جاه طلب و ميانسال ذكر گرديده است … با شدت گرفتن فتنه ها و درگيري ها در منطقه خاور ميانه و عراق و لبنان و فلسطين و تحت فشار بودن يهوديان غاصب هر لحظه براي كودتاي سفياني كه به نفع صهيونيستها و عليه كشورهاي مسلمان صورت مي گيرد شرايط فراهم تر مي گردد. *
ـ آغاز مرحله اي كه در آن عراق كانون تحولات است: سرزمين عراق در عصر ظهور بر طبق روايات معتبر كانون تحولات بسيار مهمي است و منشا معبر و محل برخورد اكثر قيامهاي دوران ظهور است . شيصباني حاكم ستمگر عراق ( صدام ) در نزديكي ظهور از اين مكان جنگ را آغاز مي كند . سفياني بعد از كودتا در سوريه سرزمين عراق را فتح مي كند . سيد خراساني بعد از قيام به سوي عراق حركت مي كند و امام زمان (عج ) نيز بعد از قيام در مكه به سمت عراق پيش مي رود و سرانجام پس از پيروزي نهايي مركز حكومت خود را در كوفه قرار مي دهد . در شرايط فعلي نيز لحظه به لحظه عراق به سمت تحولات عظيم و مهم پيش مي رود و آنگونه كه از روايات ذكر شده است در حال تبديل شدن به مركز تحولات جهاني در عصر ظهور مي باشد . امام علي در مورد تحولات و فتح عراق در زمان ظهور مي فرمايد : … قلعه ها را بگشايند عراق را فتح كنند هر اختلافي را با خونريزي پاسخ گويند در چنين زماني ظهور صاحب الزمان (عج) را انتظار كشيد … حوادث جانكاه و كمرشكني روي دهد شكافنده ها ( موشك ها ) بشكافند تيزپروازان( هواپيماها) به پرواز درآيند … عراق را فتح كنند هر اختلافي را با خونريزي پاسخ گويند ( بشاره الاسلام ص74) حضرت در اشاره به خروج سفياني در نهج البلاغه مي فرمايند: 1. گويا او را مي بينم كه در شام فرياد برداشته و با پرچم هايش در حول و حوش كوفه مي گردد و به اهل كوفه همچون شتر سركش رو مي آورد زمين را از سرهاي بريده فرش مي كند دهانش گشوده قدمش در زمين سنگين جولانش گسترده و هيبتش عظيم است. به خدا قسم شما را در اين طرف و آن طرف زمين پراكنده مي كند تا از شما جز به مانند باقي مانده سرمه در چشم باقي نماند اين برنامه ادامه دارد تا عرب بر سر عقل آيد (نهج البلاغه خطبه 138) در نامه امام زمان به شيخ مفيد (ره ):...گروههايي منحرف از اسلام بر عراق تسلط يابند و با كردارهاي زشت خود موجب كمبود ارزاق (محاصره اقتصادي) در عراق مي شوند.سپس با هلاكت طاغوتي از طواغيت(صدام)اين فاجعه بر طرف مي شود... (بحارالانوار ج 53 ص 175) اوضاع فعلي عراق نشان مي دهد كه ما چقدر به ظهور نزديك شده ايم . *
ـ فراگير شدن فساد و فحشا و ظلم : يكي ديگر از نشانه هايي كه براي ظهور در روايات ذكر گرديده است فراگير شدن انواع فساد و فحشا در جوامع انساني مي باشد كه در روايات بعنوان علائم غير حتميه وارد شده است . رواج انواع فساد جنسي(زنا، همجنسگرايي،برهنگي و …) فساد اقتصادي (ربا،رشوه،گرانفروشي و...) فساد حكومتي(وضعيت فعلي حكومت در تمام جهان) فساد اجتماعي ( فروپاشي بنيان خانواده ها ، اعتياد و ناهنجاري هاي اجتماعي و …) در اوضاع كنوني دقيقا منطبق بر فرمايشات روايات و احاديث عصر ظهور مي باشد . پوشش 350 كانال فاسد ماهواره كه اكثر آنها زشت ترين و فجيع ترين صحنه ها را به راحتي نمايش مي دهند و تمام اقشار بخصوص جوانان و نوجوانان را در سراسر جهان تحت تاثير خود دارند و سايتهاي مبتذل اينترنت و سي دي ها و فيلمهاي مبتذل و فجيع كه در سراسر جهان فراگير شده اند ( حتي در ايران ) و … *
و ساير نشانه ها به اجمال : به بن بست رسيدن تمام نظريه ها براي سعادت انسان ، رويكرد جهان به معنويت ، شدت يافتن بلاها ، فتنه ها و مشكلات ، پيش بيني ائمه اطهار در مورد شهر مقدس قم و وقوع انقلاب اسلامي و اتصال آن به انقلاب جهاني امام زمان(عج) ، شدت يافتن دو جريان حق و باطل، شدت يافتن انتظار در اديان مختلف و فراگير شدن نام و ياد مهدي (فراگير شدن دعاي ندبه در سراسر كشور و در هر كوي و برزن ، اقبال و روي آوردن عموم مردم علي الخصوص جوانان به اماكن متبرك به نام امام زمان (عج) خصوصا جمكران بعنوان پايگاه اصلي منتظران و عاشقان ، بحث روز شدن مساله ظهور و امام زمان (عج) در بين مردم ،افزايش قابل توجه رويكرد به مساله مهدويت و ظهور در بين مطبوعات ، صدا و سيما ، سخنراني ها و … و اقبال به اين مساله در حوزه و دانشگاه و در بين فرهيختگان و نخبگان) و .......... التماس دعا

+ نوشته شده در سه شنبه هشتم مرداد 1387ساعت 2:0 بعد از ظهر توسط رضا |
چرا باید امام زمان را بشناسیم؟
روایتی را شیعه و سنی از رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم نقل کرده اند و مورد قبول همگان است به طوری که علامه امینی در الغدیر (الغدیر – عبدالحسین امینی – ج 10 ص360) می نویسد (... لم یخلف فی ذالک اثنان ولا ان احدا خارلجه فی ذالک شک) دو نفر مسلمان نیز در این حدیث اختلاف ندارند و نسبت به صدور این حدیث از رسول خدا (ص) احدی یافت نمی شود که شک و شبهه ای داشته باشد و علامه امینی حدود 10 کتاب از صحاح  و مسانید اهل سنت نام می برد که این حدیث را نقل نموده نموده اند. متن حدیث از این قرار است:


قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم: من مات و لم یعرف امام زمانه مات میتة جاهلیة.


کسی که بمیرد و امام زمان خویش را نشناسد، مرگ او مرگ جاهلیت است (یا به مرگ جاهلیت مرده است). کلینی محدث بزرگ جهان تشیع در اصول کافی (اصول کافی ج1 ص376) نیز چندین روایت نزدیک به همین مضمون از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم نقل نموده که منجمله این حدیث است که راوی از امام صادق علیه السلام سؤال می کند،(اصول کافی ج1 ص376) «آیا این روایت (من مات ...) را پیامبر (ص) فرموده اند؟».


حضرت فرمودند: «بلی».


عرض می کند: «مراد از مرگ جاهلیت چیست؛ یعنی می میرد در حالی که امام خود را نشناخته و به او جاهل بوده؛ و یا به مرگ جاهلیت جهلاء (همچون مردمی که در زمان جاهلیت به سر می بردند و فاقد دین و شرف و انسانیت بودند) خواهد مرد؟».


حضرت فرمودند: «مراد از جاهلیت کفر و نفاق و ضلال است».


و علامه امینی در توضیح ذیل حدیث یعنی (میتة جاهلیة) می نویسد (الغدیر ج10 ص361) (انما هی شر میتة، میتة کفر و الحاد). بدترین نوع مرگ است یعنی مردن در حال کفر وعناد و لجاج.


مفاد این روایت هر مسلمانی را ملزم می کند که مسأله امامت، مخصوصا امام زمان خویش را پیگیری کند و اگر آن امامی را که باید بشناسد و از او پیروی کند نشناخت و با حق آشنا نشد و از دنیا رفت، اسلام او مقبول نیست و همچون افراد زمان جاهلیت است که اسلام نیاوردند و در حال کفر از دنیا رفتند.


به این حکایت توجه کنید:


یکی از ائمه جماعات تهران، که مورد وثوق بود برای من نقل کرد:


علامه امینی از نجف به تهران آمده بود. من به دیدن ایشان رفتم و تقاضا نمودم که شبی به منزل ما تشریف بیاورند. آقای امینی اجابت نمودند و عده ای از علماء را هم به افتخار ایشان دعوت نمودم. شب موعود فرا رسید و از ایشان تقاضا کردم مطلبی را بیان فرمایند. ایشان فرمودند: «برای مطالعه بعضیی از کتب، مدتی در حلب (شهر خرمی در سوریه) به سر می بردم. یکی از تجار فهمیده و منطقی از اهل سنت با من آشنا شد و شبی از من دعوت به عمل آورد. علماء طراز اول شهر و قضات عالی رتبه و بعضی از اساتید دانشگاه و عده ای از تجار نیز در آنجا حضور داشتند. پس از شام، عالم بزرگ و مفتی اعظم شهر گفت: "آقای امینی! این بحث امامت چه ریشه و اساسی در اسلام دارد که شیعیان و علماء شیعه آن را رها نمی کنند"؟. من گفتم: "آیا این حدیث رسول (ص) (من مات و لم یعرف امام زمانه مات میتة جاهلیة) را قبول داری؟". گفت «بلی». به او گفتم: "برای پیگیری و بررسی بحث امامت همین حدیث بس است،". وی ساکت شد و چیزی نگفت. از او سؤال کردم: "فاطمه زهراء سلام الله علیها چگونه بانویی است؟". وی گفت: "انها مطهرة بنص الکتاب". به صراحت قرآن مطهره و معصوم است چون در شأن اهل بیت (ع) آیه تطهیر نازل شده و حضرت زهراء از بزرگترین مصادیق اهل بیت رسول الله (ص) است.


گفتم: "چرا فاطمه زهراء در حال خشم و غضب از حاکمان وقت از دنیا رفت؛ آیا آنان امام امت و خلیفه به حق رسول خدا (ص) نبودند یا حضرت زهراء (س) امام خود را نشناخت و وفات یافت؟". عالم بزرگ حلب دید که اگر بگوید غضب و خشم حضرت زهراء (س) کار صحیحی بوده، باید خط بطلان به جبین حاکمان آن وقت بکشد و این برخلاف اعتقاداتشان می باشد و اگر بگوید کار حضرت زهراء (س) خطا بوده و او بدون معرفت امام زمان خود از دنیا رفته با مقام عصمت و طهارت ایشان که مورد قبول قرآن است منافات دارد، برای خلط بحث گفت: "آقای امینی! بحث ما چه ربطی به موضوع غضب و خشم حضرت زهراء (س) نسبت به حکام زمان خودش دارد؟".


افرادی که در مجلس حضور داشتند از حیث علم و دانش اشخاص برجسته و فهیمی بودند و متوجه شدند که آقای امینی چه ضربه محکمی به عقائد آنان وارد ساخت.


گفتم: "شما نه فقط امام زمان خود را نشناخته اید بلکه در حقانیت افرادی که آنان را خلیفه رسول خدا (ص) میدانید نیز در شک و تردید به سر می برید." صاحب منزل که کناری ایستاده بود روبه عالم بزرگ حلب گفت: "شیخنا اسکت قدافتضحنا، یعنی ساکت شو که ما را رسوا کردی"».


بحث تا نزدیکی سحر به طول انجامید و عده از اساتید دانشگاه و قضات و تجار به سجده افتادند و مستبصر شدند و از راهنمایی علامه امینی تشکر کردند.


غرض از نقل این حکایت این بود که اهل سنت همانند شیعه حدیث (من مات و لم یعرف امام زمانه مات میتة جاهلیة) را قبول دارند. با توجه به این حدیث معلوم می شود در هر عصر و زمانی امامی وجود دارد که باید به وجود او معرفت داشت و مسلمین باید بدانند معالم دین را از چه کسی اخذ می کنند و در حال حاضر امام عصر آنان کیست؟ (بحثی بین دو عالم شیعی و سنی یعنی ابن ابی جمهور احسایی و فاضل هروی در خراسان پیرامون این حدیث واقع شده که در کتابنامه دانشوران آمده است- فراجع)


 (دوازده گفتار در باره دوازدهمین حجت خدا - حسین اوسطی - نشر مشعر - 1386)

+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم تیر 1387ساعت 3:7 قبل از ظهر توسط رضا |